سرانجام پرونده استراماچونی سرمربی اسبق استقلال تهران به جایی رسید که این تیم حضور در جام باشگاه های آسیا را از دست داد و احتمالا فعالیت در پنجره نقل و انتقالات تابستانی را باید به فراموشی بسپارد.
فردای فوتبال؛ استراماچونی ، ویلموتس، کالدرون، برانکو و … تنها نام های مربیانی هستند که موفق شده اند با طرح دعوی در فیفا ، بدون دردسر پیروز پرونده های مطالبات خود از باشگاه هاو تیم ملی شوند. (گرچه این سیاهه بدون در نظرگرفتن نام های بازیکنان خارجی بسیار زیادی است که موفق به برتری در پرونده های گوناگون علیه باشگاه های ایرانی شده اند!)
مربیانی که عمده حضور آنها روی نیمکت تیم هایشان به یکسال نرسیده اما به اندازه چندین برابر بودجه ی یکسالِ حداقل 30 فدراسیون ورزشی ایران، از ورزش کشور سهم برده اند و به جز برانکو بقیه ی آنها هیچ دستاوردی هم برای فوتبال ایران نداشته اند.
روی هم رفته باید گفت این افراد چه بازیکن و چه مربی پس از خروج از ایران و عدم وصول مطالباتشان قابلیت پیروزی در هر دادگاهی را دارند! فقط کافی است اراده کنند که چه زمانی بخواهند شکایت کنند و به محض استارت این خواست، می توانند هر حکمی را علیه فوتبال ایران به نفع خودشان دریافت کنند.
علت این اتفاق هم از پیش روشن است! عدم بستن قرارداهای مالی منضبط و شفاف، عدم وجود یک مشاور با دانش حقوقی در حین عقد قراداد و عدم آشنایی مدیران (که عمدتا غیرفوتبالی هم هستند) با حدود و قوانین بین المللی رایج در دنیای فوتبال.
با وجود این نواقص درعقد قراردادها با خارجی ها، متوجه خواهیم شد که چرا وکلای شاکیان خارجی از فوتبال ایران کار چندان سختی در فیفا ندارند و به راحتی و با طرح کردن چند بند ساده در قراردادها می توانند خود را پیروز آن میدان بدانند.
اما سوال مهم تر این است، حال که با بی تدبیری مدیران در هنگام عقد قراردادها، پیروزی احتمالی هر شاکی ای در هر پرونده ای قطعی است، دیگر چرا درهنگام پرداخت مطالبات پس از صدور احکام فیفا و دادگاه های بین المللی، این همه تعلل و بی تدبیری در پرداخت ها وجود دارد؟ تا شامل جرایم سنگین تر و پر هزینه تر شوند؟
به عنوان مثال وقتی که رای پرونده استراماچونی قطعی شد مشخص بود که باشگاه استقلال باید با دلار 28 هزار تومانی مبلغی حدود40 میلیارد تومان به این مربی بپردازد اما با افزایش ناگهانی قیمت دلار، اکنون این مبلغ به بیش از 100 میلیارد تومان رسیده است! آیا در همان زمان این مبلغ در باشگاه استقلال موجود نبوده است؟ بدون شک پاسخ روشن است! زیرا باشگاهی همانند استقلال قادر بود که از منابع مختلف این طلب را جمع و جور کند.

بررسی های پیشینه ای نشان می دهد برای پاسخ به این سوال دو بخش وجود دارد. بخش اول مربوط به خصوصیات فرهنگی و بخش دوم مربوط به خصوصیات اخلاقی مدیران ایرانی است!
در بخش فرهنگی باید این نکته را به عنوان پیش ذهنیتی درباره رفتارهای فرهنگ ایرانی ریشه یابی کرد از جمله کار امروز را به فردا واگذار کردن و تکیه به جمله هایی مثل از این ستون تا آن ستون فرج است!و … . وجود این روحیه همواره مانع تصمیم عاجل برای رفع بحران های مختلف در بین مدیران می شود. این نوع رفتار در پرونده های شاکیان خارجی بارها دیده شده است و فقط مربوط به استراماچونی و جریمه های سنگین آن نیست بلکه اکنون همین تعلل در ماجرای ویلموتس هم دیده می شود و به زودی جرایم سنگین آن پرونده هم گریبان فوتبال ایران را خواهد گرفت!
اما نکته اخلاقی آن در گروکشی، تخریب یکدیگر و به گردن این و آن انداختن در بین مدیران است. مدیرانی که گمان می کنند وقتی در دوره مدیریت فلان مدیرقبلی مشکلی پیش آمده آنها قرار نیست به نوعی به شکل ضرب الاجل آن مشکل را حل کنند و آن را منوط به دوران مدیریت قبلی می دانند نه مربوط به مجموعه تحت امر خویش!
پرواضح است درفوتبال ما با قوانین عرفی موجود همه گره ها باید با دهان بازشوند وتاکنون این اتفاق فقط منجر به خسارات جبران ناپذیر مالی و ورزشی به فوتبال و ورزش کشورشده و ضربه پذیرندگان اصلی آن نیز بیت المال به هدررفته و آرزو های برباد رفته ی هوادارانی است که کوچکترین سهم و نقشی در تصمیم سازی ها ندارند و تنها نظاره گر بحران ها و عواقب ناگوار آنها هستند.
احمد احمدی نژاد
پایگاه خبری فردای فوتبال یک وب سایت برای فوتبالی ها